تبليغاتX
جزیره دلتنگی من - یاد بود عشق


جزیره دلتنگی من

 

شاد باش كه از شادي تو دلشادم

تا تو شادي ز غم هر دو جهان آزادم

لذت زندگي من همه خرسندي توست

بي وفايم كه وفايت برود از يادم

صحبت ما و تو همچون صحبت خار و گل است

بي تو ما را خوش نباشد

گر تو را بي ما خوش است

 

بي وفايي تا به كي از پا فتادم نازنين

بر دلم از عشق تو داغي نهادم نازنين

من كه هم چون كوه بودم در ديار عاشقان

برگ كاهم كردي دادي به بادم نازنين

 

مطمئن باشو برو ضربه ات كاري بود

دل من سخت شكست

و چه زشت به منو عاشقيم خنديدي

به منو عشقي پاك كه خيالم ميگفت

تا ابد مال تو بود

و به قلبي سپيد كه پر از ياد تو بود

برو تاراحت تر تكه هاي دل خود را

سر هم بند كنم

 

جاده ي خوشبختي در دست تعميره ! دور بزن برگرد اين اسمش تقديره

مي دوني بازي روزگار چيه؟؟ اين که تو چشم بذاري من قايم شم . بعد تو يکي ديگه رو پيدا کني

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي

گر با غم عشق سازگار ايد دل بر مرکب و ارزو سوار ايد دل ور دل نبود کجا وطن سازد عشق ور عشق نباشد به چه کار ايد دل


دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد دلم براي کسي تنگ است که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند دلم براي کسي تنگ است.

هروقت كه دل كسي را شكستيد روي ديوار ميخي بكوب تا ببيني كه چقدر دل شكستي


هروقت كه دلشان را بدست آوردي ميخي را از روي ديوار بكن تا ببيني كه چقدر دل بدست آوردي

اما چه فايده كه جاي ميخ ها بر روي ديوار مي ماند 

کسي که به روي درس هاي زندگي آغوش گشايد و خود را با پيش داوري تغذيه نکند همچون برگ سفيدي است که خداوند کلمات خود را بر آن مي نگارد.

به کودکي گفتند عشق چيست؟ گفت:بازي. به نوجواني گفتند عشق چي ست؟ گفت:
رفيق بازي. به جواني گفتند عشق چيست؟ گفت: پول و ثروت. به پيرمردي گفتند عشق چيست؟گفت: عمر. به عاشقي گفتند عشق چيست؟ چيزي نگفت. آهي کشيد و سخت گريست


فاصله عشق هاي معمولي را از بين مي برد و عشق هاي بزرگ و جاوداني را شدت ميبخشد.مانند باد كه شمع را خاموش و آتش را شعله ور مي سازد 

 

چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم . نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم. يک روزه ديکه هم بدون تو گذشت

هيچ‌گاه ويتريني نداشته‌ام؟تا دلم را در آن به نمايش بگذارم.
در قامت يک فروشنده دوره‌گرد عاشق تو شدم.
از اين روست که تمام خيابانهاي شهر؟عشق مرا مي‌شناسند

اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند


در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد . در کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد

شگفتـــــــا
وقتي کـــــه بــــود ، نمــــي ديدم
وقتي مي خــــوانــــد ، نمي شــنـــــيــــدم
وقــــتــــي ديــــــدم ... کـــه نــــــبــــــود
وقتي شنــــــــيـــدم ....که نــخــــوانـــــــد

اتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت .
عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت .

__/??\__. (""v"")
'-O----O-'__. 'v'

اين قلب منه. اگر فکر مي کني به فکر تو نيست بزن با همين ماشين لهش کن.
...
عشق امانت با ارزشی ست که هر کسی تو قلبش میزاره برای همینه که هر وقت بخوای عشقت رو از کسی پس بگیری باید قلبشو بشکونی

من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود.

جايي در پشت ذهنت به خاطر بسپار كه اثر انگشت خداوند بر همه چيز هست...

 

تيكه آهن محكم روي پاي يه اصفهاني ميفته داد ميزنه ميگه آااااااااااااخ كفشم

خدايا به هر که دوست ميداری بياموز که اس ام اس 15 تومان بيشتر نيست و به هر که بيشتر دوست ميداری بياموز که ارزش يک دوست بيش از 15 تومان است ...
(شريعتي
2007

زندگي دو چيز به من آموخت . . .
که هرچي فکر مي کنم يادم نمياد چي بود
!

توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه.. 

اگه از در بندازی بیرون از پنجره میام؛ اگه پنجره رو ببندی از راه آب میام؛ اگه راه آب رو کیپ کنی از دودکش میام؛ اگه بخاری رو روشن کنی از شیر آب میام؛ اگه شیر آب رو ببندی زمین رو می کنم و از زمین میام!
چاکر شما: سوسک

ميدوني شباهت تو با باغچه چيه؟ 

. 

. 

. 

هر دو تون کرم دارین

. 

نوشته شده در 87/04/26ساعت 11:27 قبل از ظهر توسط فائزه شکیبا| |


Design By : Night Skin