تبليغاتX
جزیره دلتنگی من - خدا حافظ


جزیره دلتنگی من

خدا حافظ عزیزم

خدا حافظ عزیزم. چقدر زود ردفتی و منو تو این دریای متلاطم تنها گذاشتی. چقدر دلم برات تنگ شده. مگه بهم قول ندادی بمونی. مگه نگفتی من بی تو نمی تونم. پس چی شد . چرا رفتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ها چرا تنهام گذاشتی نگفتی چه بلایی سر معشوقه تو میاد. یادت رفته باهم چه قرار گذاشتیم . یادت رفتی حالا من بعد از دو سال هنوز نتونستم فراموشت کنم. یادته نمی تونستی تحمل کنی من گریه کنم. طاقت اشکای منو نداشتی . الان دوسال کارم اشک ریختن در دوری از تو.....

چرا؟؟؟؟؟؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟

خدایا از تو دل گیرم. خدایا همه چیز مو از من گرفتی . حالا من موندم یه مشت خاطره. خاطره روزی که کنارش بودم. خدایا حالا خیلی براش زود بود. زود بود . زود بود که بره زود بود بره منو تنها بذاره.   می دونی کسی مثل دیگه نیست. خداحافظ عزیزم. خدا حافظ عزیزم .

 می دونی حالا بدون تو کی جواب دل تنگی منو می ده . یه خاک سرد . یه سنگ سیاه

کاش منم پیشت بودم . اما من به عشقت وفادارم. من فقط تو رو دوست دارم و خواهم داشت تا لحظه ای که بتو برسم. منتظرم باش.

 

نوشته شده در 87/12/06ساعت 11:25 بعد از ظهر توسط فائزه شکیبا| |


Design By : Night Skin