تبليغاتX
جزیره دلتنگی من -


جزیره دلتنگی من

اخه چطور دلت اومد تنهام بذاری رو بری.

اخه مگه حرفی زدم زخم زبونی من زدم.

اره همش بهونه بود .مسئله یار دیگه بود دل هوای شده بود کار هم از کار گذشته بود.

برو با یارت عزیزم رها کن این تن منو    

الهی صد ساله بشه عشق قشنگت عزیزم

اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری که مثل من اسیر بشه آواره از خونه بشه

منم یه قول بهت می دم یه روز فراموشت کنم.

قلبمو سنگیش بکنم عشق تو خاکستر کنم.

اگه یه روز خواستی گلم کسی رو نفرینش کنی بگو که مثل من بشه زجر جدایی بکشه.

آخه چطور دلت اومد تنهام بذاری و بری

آخه مگه حرفی زدم.زخم زبونی من زدم .

 

نوشته شده در 87/12/06ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط فائزه شکیبا| |


Design By : Night Skin