تبليغاتX
جزیره دلتنگی من - انواع فرکانس


جزیره دلتنگی من

 

حتماً از تاثير اولين برخورد در طرف مقابل آگاه هستيد. فکر مي کنيد اولين چيزي که به طرف مقابلتان نشان مي دهد کـه چـه نـوع آدمـي هسـتـيـد چيـسـت؟ بــله، نـحوه دست دادنتان...
سـعي کنـيـد هـميـشه سـفـت و مـحکم دست بدهيد، اين باعث ميشـود کـه در اولين برخورد تاثير خوبي بگذاريد. بعد از بـررسـي و دقــت زياد روي اين موضوع، دست دادن را به پنج گروه تقسيم بندي کرده ام

که هر کدام نشاندهنده ي نوعي شخصيت است.
دست دادن با دست هاي خيس
مسلماً دست دادن هاي زننده و تنفر آور انواع بسياري دارد، اما دست دادن با دستهاي خيس بدترين آنهاست. حتماً توجه داشته باشيد که قبل از دست دادن با کسي دست هاي خود را کاملاً خشک کرده

و آنها را از عرق پاک کنيد.
در اينجا به دو نکته براي چگونگي خشک نگاه داشتن دست هايتان اشاره مي کنيم:
1- قبل از رفتن سر قرارهاي مهم يا مصاحبه هاي کاري دست هايتان را خوب شسته و بعد خشک کنيد. دقت کنيد که تا موقع دست دادن با فرد مزبور از بستن دست هايتان جلوگيري کنيد. چون باعث گرم

شدن دست ها و نتيجتاً عرق کردن آنها مي شود.
2- دستان خود را قبل از دست دادن خشک کنيد. هميشه دستمالي براي اين کار با خود همراه داشته باشيد.
دست دادن شل و ول
دست دادن شل و ول نشاندهنده ي ضعف، نداشتن اعتماد به نفس، نداشتن علاقه و ثبات است. مسلماً اين خصوصيات متضاد قدرت و استحکام است که ويژگي افراد محترم و موفق است. توصيه مي کنم

اگر حالت دست دادنتان شل و ضعيف است، هنگام دست دادن کمي نيرو صرف کنيد. مطمئناً دست دادن سفت و محکم تاثير بسيار بهتري در مخاطب مي گذارد.
دست دادن نوک انگشتي
مطمئنم قبلاً برايتان اتفاق افتاده است. يک نفر هنگام دست دادن نوک چهار انگشتتان را مي گيرد و نمي گذارد که دستتان کاملاً در دستش قفل شود و بعد دستتان را به سختي مي فشارد. بايد سعي

کنيد تا مي توانيد از چنين دست دادني خودداري کنيد. البته ممکن است گاهاً به طور تصادفي يا وقتي عجله داريد برايتان پيش آيد. اما به شما توصيه مي کنم در اين مواقع از فرد مخاطب عذرخواهي کرده و

دوباره با او دست بدهيد. ممکن است کار خوبي نباشد اما در ذهن فرد مقابل مي ماند که چقدر برايش احترام قائل بوده ايد.
دست دادن خيلي محکم
قديمي ها معمولاً اينطور دست مي دادند. احتمالاً تا به حال با چنين موردي برخورد کرده ايد. فردي احساس مي کند قوي ترين مرد جمع است و هنگام دست دادن دستتان را مثل ليمو مي چلاند. درست

است که من از دست دادن محکم خوشم مي آيد اما اين استحکام نبايد موجب ناراحتي طرف مقابل شود.
دست دادن دوستانه و خودماني
مردم بايد عادت کنند دست دادن هاي عجيب و غريبشان را کنار بگذارند. نيازي به شعبده بازي نيست: يک دست دادن ساده، محکم و دوستانه کافي است.
درست است که دست دادن مسئله اي پيش پا افتاده است اما مي تواند عامل مهمي در مصاحبه ها و جلسه هاي اجتماعي شود. سعي کنيد که خيلي راحت اما محکم با فرد مقابل دست داده و در

چشمانش نگاه کنيد تا بهترين تاثير را در برخورد اول روي فرد مقابل بگذاريد .

مدیریت فکر

در این مطلب كوتاه سعی داریم در چهار عبارت ساده اما موثر، مدیریت فكر در فرآیند رسیدن به موفقیت را به شما نشان دهیم.

۱) من می‌توانم، پس انجام می‌دهم:

معمولاً تزریق عوامل محرك به فرد برای فرار از بحران و رسیدن به مرحله‌ای كه آن را موفقیت می‌نامیم، مهم‌ترین قسمت كار هر فرد است. بیان جملاتی همچون «می‌توانم، پس حتماً می‌توانم انجام دهم» دارای اعجاز نهفته‌ای هستند كه هر فرد را در هر مرحله از خود دگرگون كرده و بیش از پیش مصمم می‌سازد.

 

۲) هرگز رهایش نمی‌كنم:

بی‌شك هیچ فردی نمی‌تواند همواره در انجام امور مورد نظر موفقیت و كامیابی را در مرحله نخست و اولین آزمایش تجربه كند پس اعتقاد به جمله «هرگز رهایش نمی‌كنم» می‌تواند سرآغاز محكمی برای بازگشت به چرخه تلاش و آزمایش دوباره امور باشد.

۳) از دیگران یاد می‌گیرم:

این یادگیری می‌تواند شامل ۲ بخش عمده باشد؛ نخست یادگیری و به‌نوعی عبرت از خطاهای دیگران و دوم یادگیری و الگوبرداری از موفقیت‌های آنان. چه‌بسا در گوشه‌گوشه شكست آنها نكات راهنما‌گونه‌ای برای رهنمون ساختن شما به سوی موفقیت وجود داشته باشد. الگوبرداری از موفقیت آنها نیز می‌تواند سوق‌دهنده شما به سكوهای برتر زندگی تلقی شود.

۴) می‌پذیرم كه اشتباهاتی داشته‌ام:

خیلی جالب است وقتی قبول می‌كنید كه اشتباهاتی در زندگی داشته‌اید. بیشتر از هركسی به خود كمك كرده‌اید كه در كمترین مدت قدم در راه اصلاح اشتباهات و رسیدن به كامیابی بردارید. چه‌بسا مقاومت بتواند كامیابی شما را به تاخیر بیندازد.

 

 

 

عادتمه! يعني اگه براي هر روزم يك داستان جديد غصه‌دار نسازم روزم شب نميشه. هميشه يك چيزي دارم كه بخواهم غصه‌اش رو بخورم. هميشه هم براي بقيه است.

چقدر اين جملات برام آشناست. نمي‌دونم شايد قبلا هم نوشته‌ام كه اصولا آدم غصه‌پروري هستم. نمي‌دونم اين شايد يك بيماري باشه اما من نمي‌دونم چه اسمي براش بگذارم. اما من به اين درد مبتلام. هميشه مي‌گرددم تا يك چيزي پيدا كنم و براش غصه بخورم. تقريبا هميشه‌ هم به اطرافيانم برمي‌گرده. كساني كه زياده از حد روشون حساسم.

اما خيلي وقت‌ها فكر مي‌كنم كه من لحظه‌هاي خوب زندگي‌ام رو فداي نگراني براي اونها مي‌كنم. نمي‌دونم شايد همه همينطور باشن، اما در مجموع فكر مي‌كنم رويه خوبي براي زندگي ندارم و اين همه غصه داشتن و نگران بودن براي بقيه خيلي آزاردهنده است.

خيلي وقت‌ها به آدم‌هايي كه راحت زندگي‌ مي‌كنن و زياد رو خانواده‌شون حساس نيستن حسودي‌ام ميشه. خيلي تلاش كردم. خيلي هم فكر كردم اما نتونستم راهي براي مديريت احساسم پيدا كنم.

مدیریت زمان

چکیده: یکی از اصول مهم مدیریت زمان اصل 20 - 80 است، یعنی از %20 زمان برای انجام %80 کارهایت استفاده کن. موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به تشخیص کارهای مهم است. در این مقاله قصد داریم تا تعدادی از راهکارهای مدیریت زمان را به شما معرفی کنیم.

از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می‌‌شوند:

۱- کارهای مهم و فوری: این کارها خود به خود انجام می‌‌گیرد.
۲- کارهای مهم و غیر فوری: این دسته کارهایی هستند که افراد موفق و ناموفق را از هم جدا می‌‌کنند و معمولا افراد ناموفق آن را به تعویق می‌‌اندازند.
۳- کارهای فوری و غیر مهم: این کارها در جهت اهداف انسان نیستند اما انجام می‌‌شود.
۴- کارهای کم اهمیت و غیر ضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام کارهای مهم و فوری ( گاهی برای تفنن و گاهی برای فرار از تمرکز حواس ) خود را به این کارها سرگرم می‌‌کنند.

موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین کارهای مهم و غیر مهم است، پس برای موفقیت تحصیلی:

۱- از کارهای غیر مهم صرف نظر کنید.
۲- کارها را اولویت بندی کنید.
۳- راهزنان وقت را بشناسید.
۴- راههای ایجاد وقت را یاد بگیرید.

راهزنان وقت:

۱- صحبتهای کم اهمیت
۲- میهمانان ناخوانده
۳- مطالعه مطالب کم اهمیت و غیرضروری
۴- روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه
۵- تلفنهای مزاحم و غیر ضروری
۶- نداشتن انضباط کاری
۷- سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری
۸- دوباره کاری
۹- ناتوانی " نه " گفتن به خواسته های نابجا
۱۰ - نداشتن تمرکز حواس
۱۱- عادت امروز و فردا کردن
۱۲- ترس از شکست

راههای ایجاد وقت:

۱- زنده کردن وقت مرده ( مثل زمانهایی که در انتظار هستیم، زمانی که در اتوبوس می‌‌گذرد و ... )
2- انجام کارها به طور همزمان
3- تنظیم کردن وقت خواب
4- کنترل بیشتر روی وقت تفریح
5- نه گفتن به درخواست های غیر مهم
6- عقب انداختن کارهای غیر مهم


 

نوشته شده در 87/06/23ساعت 10:42 بعد از ظهر توسط فائزه شکیبا| |


Design By : Night Skin