جزیره دلتنگی من
پر گشودن، گویی هیچ گاه چنین پر گشودن را نخواهم آموخت گویی تمام عمرم به مشقت سر شده است چرا که پرواز روش دیرین پا در هوا بوده است .... نیرنگ، گویی هیچ پاه دست از دورغ گفتن بر نخواهیم داشت گویی با حسرت خوردن به کلی خوارش خواهم شمرد چرا که دورغ گویی ترفند قدیمی بر زبان نیارودن کلماتی است که هرگز برملا نخواهد شد زار زدن، گویی هیچ گاه دست از این گریه بر نمیدارم گویی همیشه در ارزوی مردنم چرا که گریستن رسم دیرین جاری کردن سیلاب اشک بر زمین است آه مرگ گویی هیچ گاه اینگونه نخواهم مرد گویی تمام عمرم در پرواز گذشته چرا که مردن رسم دیرین بی ثباتی در دنیاست حسرت، گویی هیچ گاه دست از حسرت خوردن بر نخواهم داشت گویی انجا همیشه خواهم گریست چرا که حسرت پیامد باریدن غم از در و دیوار است و تلاش، گویی تمام روزگارم به کوشش سرشده است گویی می توانستم از دروغ دست بر دارم چرا که کوشش همان روش دیرین اثبات گرد بودن زمین است آه پرواز آه دروغ آه گریه آه حسرت آه تلاش و مرگ چرا که مردن رسم دیرین روییدن گلها بر زمین است. اری همین است.
| Design By : Night Skin |

