جزیره دلتنگی من
توی اغوش بخشاینده تو قلبم تند تر از همیشه تپید با صدایت مرا نوازش کردی مهربان و پاک بود در اغوشت غرق محبت شدم به تو تکیه کردم نگاهت مهربان است صدایت ارامش دستانت بخشنده و بویت بوی بهار عشق با تو احساس امنیت می کنم احساس زیبایی احساسی که مرا از تمام بدیها و بی رحمی ها حفظ میکند روز تولد عشق قلبم را بتو هدیه کردم دستت را به من دادی تا یکی شویم و پرواز کردیم تا بی کرانه ها مرا به فصل رفته عشق نسپار نگذار کم شوم از اینده تو به من فرصت بده تا دوباره در اغوش بخشاینده تو گم شوم در جلسه امتحان عشق من ماندم و یک برگه سفید یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی درده دل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود قطره کوچکی سر سره بازی میکند و برگه سفیدم!متاسفانه قطره را به اغوش میکشدعشق تونوشتنی نیست.در برگه ام کناره ان قطره یک قلب کوچک می کشم. وقت تمام است برگه ها بالا قطره کوچکی سر سره بازی میکند و برگه سفیدم!متاسفانه قطره را به اغوش میکشدعشق تونوشتنی نیست.در برگه ام کناره ان قطره یک قلب کوچک می کشم. وقت تمام است برگه ها بالا
| Design By : Night Skin |

